محمدتقى نورى

218

اشرف التواريخ ( فارسي )

ميرزا ناصر بىمنازعتى داخل فراه شده ، چون از قضيّهء برادر سعادتمند خود ، اطلاع و « 1 » آگاهى حاصل نمود ، ملك متصرّف را گذاشته ، به سمت قندهار رفت و رفته‌رفته از احوال برادر مطّلع شده ، به او پيوست و از آن جانب فتحى خان متعهد امر قيصر ميرزا گرديده ، با استعداد كامل حركت و به قندهار آمده ، در ظاهر قندهار تلافى فريقين دست داده ، به آمدوشد سفراى تير و ناوك جوشن شكاف پاى مقاومت ميرزا كامران متزلزل شده ، شكسته و پريشان با معدودى مجروح و نالان تا اسفزار عنان باز نكشيد و تير تدبير ابراهيم خان به هدف مراد نيامد و شآمت او بر ميرزا كامران سرايت كرده ، آن بيچاره را نيز مثل خود آواره و بىخان‌ومان « 2 » ساخت ، قيصر ميرزا كامياب و كامران به مستقر « 3 » خويش شتافته ، در مرمّت خرابى گذشتهء آنجا و سامان بىسامانى آن خطّهء خوش‌هوا پرداخت . « 4 » ذكر بعضى از وقايع « 5 » متنوّعه كه درين سال و غيره به ظهور رسيده و « 6 » رو داده ديگر سوانحى كه درين سال اتّفاق افتاد ، غلتيدن « 7 » اسب شاهزادهء سعادت همراه در شكارگاه است . تبيين اين مقال آنكه چون طبع شاهزادهء نامدار در شكار ولوع تمام دارد ، اقلا در هفته يك بار يا دوبار ، در روزهاى « 8 » شنبه و دوشنبه ، ميل به شكار و سير صحرا و مرغزار و صيد آهو و گور و قرقاول بسيار مىفرمايند ، محل « 9 » سوارى و زمان بيرون « 10 » رفتن آن آفتاب فلك « 11 » نامدارى اول ظهور طليعهء صبح جهان‌افروز « 12 » است . همان‌قدر « 13 » كه فريضهء صبح را ادا كردند ، « 14 »

--> ( 1 ) . مج : « اطلاع و » ندارد . ( 2 ) . ملك : بىخانمان . ( 3 ) . مج : مستقر عز . ( 4 ) . مج : گذشته و سامان بىسامانى سكنه آنجا پرداخت . ( 5 ) . مج : سوانح . ( 6 ) . مج : « به ظهور رسيده و » ندارد . ( 7 ) . مج : غلطيدن . ( 8 ) . مج : لااقل هرهفته يك دفعه دو دفعه در ايام . ( 9 ) . مج : و محل . ( 10 ) . ملك : « زمان » ندارد . ( 11 ) . مج : آن مهر سپهر . ( 12 ) . مج : صبح صادق . ( 13 ) . مج : از افق تا همان‌قدر . ( 14 ) . مج : نموده .